اهمّیّت و ضرورت علم اخلاق

اهمّیّت و ضرورت علم اخلاق : دانشمندان مسلمان ، علم اخلاق را برترین علم یا دستکم یکی از

برترین علوم می دانند . ابن مسکویه در کتاب تهذیب الاخلاق و تطهیر الاعراق می نویسد : این

علم از همه علوم برتر است و به نیکو کردن رفتار انسان از آن جهت که انسان است ، می پردازد .

از این رو ، دانشمندان مسلمان به دانشجویان توصیه می کنند پیش از فراگیری هر علمی به فراگیری

علم اخلاق بپردازند . علمای اخلاق در اهمّیّت و اولویت علم اخلاق بر دیگر علوم دلایل متعددی را

برشمرده اند که به اختصار برخی از آنها عبارتند از :

1- روح انسان مانند جسم او سلامت و بیماری دارد : خداوند در قرآن در مورد منافقان می فرماید :

در دلهایشان مرضی است ؛ و خدا بر مرضشان افزود . سلامت روح در گرو آراسته بودن آن به

صفتهای پسندیده و بیماری روح نیز ناشی از تأثیر صفتهای ناپسند در آن است .

2- توانایی تشخیص خوب از بد و زشت از زیبا در گرو سلامت روحی انسان و تهذیب نفس از

آلودگیهاست : خداوند در قرآن می فرماید : نه چنین است ، بلکه آنچه مرتکب می شدند زنگار بر

دلهایشان بسته است . علامه طباطبایی در مورد این آیه می فرماید : رفتارهای ناشایست بر قلب

انسان تأثیر نهاده ، به آن شکل و صورت خاصی می دهند ؛ آن گونه که قلب انسان از درک حقایق

عاجز شود .

3- آرامش انسان در زندگی نیز در گرو سلامت روحی اوست : همچنان که بیماریهای جسمانی آرام و

قرار را از انسان می گیرند و زندگی را بر او تلخ می کنند ، بیماریهای روحی مانند حسادت ،

خود بزرگ بینی ، کینه ورزی و کفر به خدا نیز سکون و قرار را از روح انسان می رباید . امروزه

روانشناسان معتقدند برخی بیماریهای بدنی انسان با بیماریهای روانی ارتباط دارد . برای مثال ،

افسردگی ممکن است با اختلال در کار دستگاه گوارش ناراحتیهای خاصی را ایجاد کند .

4- نشاط و شادابی زندگی اجتماعی انسان تا حد زیادی در گرو اخلاقی زیستن افراد است : به سخن

دیگر سلامت و بیماری روحی اعضای جامعه بر زندگی اجتماعی آنها نیز تأثیر می نهد در جامعه ای

که اصول اخلاقی رعایت می شود ، زندگی اجتماعی از نشاط برخوردار است و جامعه به راحتی

می تواند به اهداف مورد نظر خود در ابعاد اقتصادی و سیاسی برسد . بنابراین سعادت فردی و

اجتماعی انسان ، چنانکه علمای اخلاق معتقدند : در گرو تخلق به فضیلتهای انسانی و پاک بودن

نفس از رذیلتهای اخلاقی است ؛ آن سان که خداوند در سوره شمس پس از آنکه به نفس انسانی

سوگند یاد می کند و بیان می دارد که باید و نباید و شایسته و ناشایسته را به نفس انسانی الهام

کرده  ، چنین ادامه می دهد : که هر کس آن را پاک گردانید ، قطعاً رستگار شد ؛ و هر که آلوده اش

ساخت ، قطعاً درباخت . شاید به دلیل نقش محوری اخلاق در سعادت فردی و اجتماعی انسان است که

خداوند یکی از اهداف اساسی بعثت پیامبران و به ویژه پیامبر اسلام (ص) را تزکیه ی نفس انسانها از

آلودگیها بیان کرده است : اوست آن کس که در میان بی سوادان فرستاده ای از خودشان برانگیخت ،

تا آیات او را بر آنان بخواند و پاکشان گرداند و کتاب و حکمت بدیشان بیاموزد ، [ آنان ] قطعاً پیش از

آن در گمراهی آشکاری بودند .

/ 0 نظر / 443 بازدید